
الان بیشتر از یکماه از زمان چپ کردن ماشینمون تو اتوبان میگذره ولی چند تا چیز یادم نمیره 1- چرا بدون اینکه از شما بپرسم ماشین رو دادم شما برونید 2-لحظه ای که با صدای لاستیک های ماشین از خواب پریدم وقتی پشت ماشین خوابیده بودم و دیدم روی ماشین سمت شانه خاکی جاده هستش 3-وقتی که رو سقف ماشین رو آسفالت اتوبان میرفتش و آسفالتها و شیشه ها پرت میشدن به سمتمون 4-لحظه ای که ماشین وایستاد و من از شیشه ماشین اومدم بیرون و شما مثل یه گنجشک زخمی فقط پشت سرهم میگفتی «وحید یاخجیسان» 5-لحظه ای که زخمهای رو دستتون رو دیدم 6-لحظه ای که تو تخت اورژانس کنار هم درازمون کرده بودن و بهم نگاه کردیم گفتیم چرا ما نمردیم راحت شیم 7-لحظه ای که تو آمبولانس داشتیم شهر به شهر اعزام میشدیم و شما درد میکشیدی 8-لحظه ای ک...
ادامه مطلب
این عید واس ماس ...
ادامه مطلب
روزت مبارک عزیزم :*...
ادامه مطلب
اینکه از جیب پدر بچه او با خبر است اینکه زن درک کند شوهر او در بدر است اینکه احساس کند وضع چقدر خر تو خر است ! بهترین هدیه روز پدر است ! روز مرد مبارک...
ادامه مطلب